من یک شکست سختی تو زندگی خوردم !
البته شاید هم تجـربه گرانبهایی رو به دست آوردم!
تو دلم بغض شده ؛ اما غــرور و یه احساسات خاصی ( که نمی دونم اسمشون چیه ) اجازه ابرازش رو بهم نمی دن !
فقط میتونم بین خدا و خودم مرورش کنم و لاغیر
اصلا دوست ندارم که بنویسم
هیچ موقع دوست نداشتم از درون خودم بنویسم و یا بگــم اما بر خلاف میلم این دفعه می خوام بنویسم - امـا کوتاه
چیز زیادی هم برای گفتن ندارم - اما همینی هم که نوشتم خودش یه دنیــا حرفه !
نمی دونم شاید به صلاح مـن نــبوده و یا اینکه ... نمی دونم ؛ نمی دونم
فقط اینکــه از دست دادم - همین (!)
لینک این مطلب
نگاشته شده در یک و یک : توسط ....
|